قفس کوچک طلایی من.
دوست دار دانایی هستم.
درباره وبلاگ


من یک ساده نویسم٫ دلیل نوشتم علاقه است. اما علاقه ای خالی از استعداد..... در نویسندگی خجالت وارارانه بی استعدادم، اما مینویسم تا درونم را نمایش دهم...
خدا در جسم من یک واکنش شیمیایی انجام داده است. همانا که من متفاوت از دیگری میشوم٫شایدم ارزش مندتر.مانند عنصر Au.....
من هر راهی را می پیمایم٫ بی توجه به توانایی های نداشته یک انسان عادی٫ جسارت زیادی دارم.
حتی عشق هم در کوله بار تجربیاتم میتوانی پیدا کنی!...
تنها شاید فوتبال نتوانم بازی کنم....
به ظاهر برای نتانستن هایم راهی نیست.
اما خدا را چه دیدی....

مدیر وبلاگ : وحید گلدن
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر مهربانیت نیست.......!
آنقدر بی‌ وفایی که خیلی‌ها اندازهٔ تو هستند........!




نوع مطلب : خواستم یه پست گذاشته باشم، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه سی و یکم فروردینماه سال 1390
وحید گلدن

توعزیز دلم، اینو بدون!؟


تو نباشی بخدا اتفاقی نمی افته.

تو نباشی من تنهایی نمی کشم.

تو نباشی من کارم رو زمین نمیمونه.

تو نباشی من بدونه سنگ صبور نمیمونم

تو نباشی من بدونه رفیق نمیمونم.

تو نباشی من بدونه عشق نمیمونم.

تو نباشی من .....

عزیز دلم تو نباشی، یه تو دیگه برای من هست.

پس عزیز دلم، بودنتو به رخم نکش.

رفتار و حرف های تلختو برای من نیار.

صورت اخم دارتو نشون من نده.

کم محلیاتو خرج من نکن.

 

این تو نیستی که فقط برای من هستی، منم به اندازه خودم برای تو هستم.

تو اگر هستی چونکه فقط جای تعداد کمی از کم بودهای جسمی وحید و پر کنی.

تو اگر هستی چونکه وحید جای کم بود خدا در دلت رو یادت بیاره.

تو اگر هستی، چونکه برای خدمت به وحید هستی.

تو اگر نیستی، چونکه لایق خدمت به وحید نیستی.

 

اینو حتما بدون،که !

بودن تو از خدا سپاس گذارم.

بودن تو آسودگی + آرامش قلبیه و .... وحید.

بودن تو امید برای تحمل این شرایط  و......وحید.

بودن تو بودن در کنار خدا با وحید.

بودن تو بودن وحید.

 

 

عزیز دلم، من بی تو نمیمونم چونکه از این (تو)ها برای من هست.

این تویی که بی من میمونی، چون که از وحید فقط یکی برای تو هست.

و اینو بدون، بودن نبودنت دست خودت نیست.

چونکه تصمیم گیرنده اون بالایست.

پس عزیز دلم، برو از بودن با من خوش باش، چون که خدا با توست.

من بدونه دوست بدونه خواهر برادر بدونه مادر پدر بدونه عشق نمیمونم.

من بی تو نمیمونم هر کی که می خوای باش.چونکه خدا با منه.

پس عزیز دلم، بیا از بودن لذت ببریم، چونکه خدا با ماست.

 

پ.ن.1 - بی انصاف نیستم، خود خواه نیستم، توهین نکردم.

پ.ن.2 – این متن برای فرد خواصی نوشته نشده، لطفا به خودتون نگیرید.





نوع مطلب : وحید می نویسد، 
برچسب ها :

       نظرات
سه شنبه سی ام فروردینماه سال 1390
وحید گلدن
عصر ما عصر بلا عصر لمس انتها
عصر فقدان حقیقت عصر انکار خدا
عصر تشویش و گله عصر پاپوش و تله
عصر افعی عصر گرگ معصیت های بزرگ
عصر خواری عصر ذلت دورهء کوچ عصر هجرت
موسم بی اعتنائی عصر زندان نه رهائی
عصر دفن واژه ی عشق عصر تهمت عصر بحران
عصر کشتار خلایق عصر شک به عرف و ایمان
روی امتداد این عصر ما فراموش شدگانیم
نا بجا فرمان بریم و پند و اندرز نستانیم
بطن امتداد این عصر نا خلف از خود رهائیم
جانب ما را که دارد عنصر بی اعتباریم
عصر بی هویت من سر بلندی اراذل
جزوه های تکه پاره قوم رنجیده و غافل
عصر بغض و عصر کینه عصر قداره و سینه
قامت انسان به دار کل سهم ما همینه
روی امتداد این عصر ما فراموش شدگانیم
نا بجا فرمان بریم و پند و اندرز نستانیم
بطن امتداد این عصر نا خلف از خود رهائیم
جانب ما را که دارد عنصر بی اعتباریم




نوع مطلب : خواستم یه پست گذاشته باشم، 
برچسب ها :

       نظرات
شنبه بیست و هفتم فروردینماه سال 1390
وحید گلدن
چهره

لطفا برای دیدن عکس در سایز بزرگتر روی آن کلیک کنید.




نوع مطلب : عکس و تصویر، 
برچسب ها :

       نظرات
شنبه بیست و هفتم فروردینماه سال 1390
وحید گلدن

اولش بگم من

نویسنده نیستم

و هیچ ادعایی ندارم

اما

یادم باشد حرفی نزنم

که به کسی بربخورد

نگاهی نکنم

که دل کسی بلرزد

راهی نروم

که بیراه باشد

خطی ننویسم

که آزار دهد کسی را

اگر از راه به در نشود





نوع مطلب : خواستم یه پست گذاشته باشم، 
برچسب ها :

       نظرات
شنبه بیست و هفتم فروردینماه سال 1390
وحید گلدن


حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید. همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز می­کنید از جذب کردن و بلعیدن حرف­های مفت و مزخرف پرهیز کنید. نگذارید حرف­هایی که به نظر خودتان صحیح نمی­آید و چرند است، ذهن­تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید.

 

اگر دلخورید بیان کنید. اگر می­ترسید ترس­تان را به زبان بیاورید.اگر عصبانی هستید عصبانیت­تان را نشان دهید. گریه دارید؟ گریه کنید. مفاهیمی مثل خویشتن­داری و سکوت و بردباری را بگذارید کنار. این­ها ارزش­هایی ست که حکومت­های دیکتاتوری تبلیغ می­کنند که بتوانند فرد را از همان آغاز، در خانواده سرکوب کنند و یک مشت آدم ترس خورده تحویل جامعه بدهند. ناراحتی­ها را باید ابراز کرد و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی. تنگی­نفس. خارشِ­تن. می شود دسیسه­چینی و بهانه­جویی. ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.

 

نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. با نگاه. با لبخند معنی­دار. با کنایه. با حرف و طعنه.  سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با خودتان صلح کنید. خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهره­تان را، اندام­تان را. صلح کردن با خود آغاز زندگی­ست.

 

از گذشته­ فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت­ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن گاه برای بعضی می­شود همه ­ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می­نشینند و هیچ چیز هم تغییر نمی­کند.  از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذاب­تر از زمان حال نیست.

 

از خودتان به اندازه­ی توانایی­تان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد توانایی­تان را بشناسید. بیشتر ما حد توانایی خود را نمی­شناسیم و به همین خاطر همیشه از حد توانایی خود فراتر می­رویم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از توان خود بیشتر مایه گذاشته­ایم، زود دچار خستگی و دلزدگی می­شویم.

 

سعی نکنید دختر و پسر خوب برای پدر و مادر، خواهر خوب، برادر خوب، عروس خوب، داماد خوب، پدر خوب، مادر خوب باشید. این خیلی خوب بودن­ها عاقبت کار دست آدم می­دهد. آدم گاهی می­رود توی نقش­هایی که نقش واقعی­اش نیستند و از من واقعی­اش خیلی فاصله گرفته­ اند.  بهتر است دیگران شما را نپسندند تا اینکه هر روز به جای خود در آینه چهره­ی کسی را ببینید که از شما سوال می­کند: راستی تو کی هستی؟

 

اگر دوست دارید ورزش کنید، ورزش کنید. اگر هم از ورزش بیزارید، ورزش نکنید.اتفاقی نمی­افتد.

 

عشق ورزیدن را در زندگی فراموش نکنید. هرچه هست و می­ماند عشق است و دیگر هیچ.






نوع مطلب : مقاله های مفید، 
برچسب ها :

       نظرات
جمعه بیست و ششم فروردینماه سال 1390
وحید گلدن

برای راحتی بیننده عزیز از امروز با آدرس زیر هم میشه به این وب وارد شد
.


www.cagegolden.ir




نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
جمعه بیست و ششم فروردینماه سال 1390
وحید گلدن


جهان هر كس به اندازه ی وسعت فكر اوست




نوع مطلب : خواستم یه پست گذاشته باشم، 
برچسب ها :

       نظرات
جمعه دوازدهم فروردینماه سال 1390
وحید گلدن