قفس کوچک طلایی من.
دوست دار دانایی هستم.
درباره وبلاگ


من یک ساده نویسم٫ دلیل نوشتم علاقه است. اما علاقه ای خالی از استعداد..... در نویسندگی خجالت وارارانه بی استعدادم، اما مینویسم تا درونم را نمایش دهم...
خدا در جسم من یک واکنش شیمیایی انجام داده است. همانا که من متفاوت از دیگری میشوم٫شایدم ارزش مندتر.مانند عنصر Au.....
من هر راهی را می پیمایم٫ بی توجه به توانایی های نداشته یک انسان عادی٫ جسارت زیادی دارم.
حتی عشق هم در کوله بار تجربیاتم میتوانی پیدا کنی!...
تنها شاید فوتبال نتوانم بازی کنم....
به ظاهر برای نتانستن هایم راهی نیست.
اما خدا را چه دیدی....

مدیر وبلاگ : وحید گلدن
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

از مهم ترین نگرانیهاى امام على علیه السلام فاصله گرفتن مسلمانان از قرآن و معارف وحیانى آن بود. آن حضرت در طول حیات خود همواره تلاش مى کرد تا مردم مسلمان با مفاهیم بلند و حیات بخش قرآن آشنا شوند و آن را در متن زندگى خود قرار دهند؛ همچنان که خود نیز چنین بود.

امام از انزواى قرآن در میان مسلمانان رنج مى برد و با دلى دردمند عرضه مى داشت: «إِلَى اللَّهِ أَشْکُو مِنْ مَعْشَرٍ یَعِیشُونَ جُهَّالًا وَ یَمُوتُونَ ضُلَّالًا لَیْسَ فِیهِمْ سِلْعَةٌ أَبْوَرُ مِنَ الْکِتَابِ إِذَا تُلِیَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ وَ لَا سِلْعَةٌ أَنْفَقُ بَیْعاً وَ لَا أَغْلَى ثَمَناً مِنَ الْکِتَابِ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ؛ از مردمى که در جهالت زندگى مى کنند و با گمراهى مى میرند به خدا شکایت مى کنم [زیرا[ در میان آنها کالایى کسادتر از قرآن نیست، هنگامى که به گونه شایسته تلاوت شود و هیچ متاعى سودآورتر و گرانبهاتر از قرآن نیست، هنگامى که تحریف و از معانى حقیقیش دگرگون شده باشد.»

امام نه تنها نگران غربت قرآن در عصر خود بود، بلکه گاهى از بى توجهى نسلهاى بعد از خود و عصرهاى آینده به قرآن و حقایق آن ابراز نگرانى مى کرد. آن حضرت مى فرمود: «بعد از من روزگارى فرا مى رسد که قرآن و پیروانش از میان مردم رانده و فراموش مى گردند. هر دو غریبانه در یک مسیر ناشناخته بى پناه مى شوند و جایگاهى براى آنان در میان مردم نخواهد بود. قرآن و پیروانش در میان مردم اند؛ امّا گویا حضور ندارند. مردم در آن روز در جدایى و تفرقه هم داستان، و در اتحاد و یگانگى پراکنده اند. گویى آنان پیشواى قرآن بوده و قرآن پیشواى آنان نیست. از قرآن جز نامى در نزدشان نیست. آنان جز خطوط قرآن و اعراب آن چیز دیگرى را نمى شناسند.»

آرى، امام نگران روزى بود که قرآن در دست مسلمانان بوده، نام آن زبانزد خاص و عام باشد و همه از قرآن سخن بگویند و حتى تلفظ کلمات، اعراب، خطوط و حروف آن را به خوبى بشناسند و یاد گیرند، اما هرگز در فکر معارف بلند و اهداف انسان ساز قرآن نباشند، به هدایت و دانشقرآن توجه نکنند، تفسیرهاى حقیقى آن را از اهلش نگیرند و در نتیجه گرفتار انواع وسوسه ها، افکار انحرافى و اندیشه هاى گمراه کننده گردند و از قرآن و مقدسات شرعى به عنوان ابزار و وسیله براى رسیدن به مقاصد شوم شیطانى بهره گیرند.

این نگرانیهاى امام على علیه السلام همه برگرفته از آیات قرآن است که از زبان پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله مى فرماید: «وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»؛ «و فرستاده خدا گفت: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند.»

این گلایه و شکایت رسول خدا صلى الله علیه و آله و نگرانى على علیه السلام شامل عصر ما نیز مى شود که مسلمانان جهان دست از حمایت و رهبرى قرآن کشیده و به طاغوتها و اهل دنیا متمایل شده اند وگر نه، اگر طبق آموزه هاى قرآن عمل مى کردند و با حفظ وحدت و انسجام خود در تحت پرچم توحید با کفر و شرک و مظاهر ضد توحیدى به مبارزه برمى خواستند، هرگز دچار چنین ذلت و تشتت و از هم گسیختگى نمى شدند. آرى! فاصله گرفتن از قرآن که رمز حیات، عزت و عامل پیروزى و حرکت و ترقى در زندگى مسلمانان است، چنین فرجامى دارد.

در بسیارى از کشورهاى اسلامى قرآن و معارف بلندش به حاشیه رانده شده و به صورت یک کتاب مقدس تشریفاتى درآمده است که فقط در جاهاى مقدس و پاک قرار دارد و با صوت زیبا و لحن دل آرا در مجالس خوانده مى شود و یا در سر در محرابها و دیوارهاى امکنه مقدس نوشته شده و براى کسب ثواب تلاوت مى شود. بسیارى از مسلمانان از هر گروه سنى، به ویژه جوانان آیات آن را حفظ کرده، به عنوان قارى و حافظ، جوایزى دریافت مى کنند؛ امّا قوانین روزمرّه این کشورها همه برگرفته از بیگانگان و غیر مسلمانان است و در داخل کشور نیز با همه تلاشهایى که مى شود، هنوز قرآن ناشناخته و غریب است.

این همان مهجوریت قرآن است که گروه اندکى از صهیونیستها عقاید و فرهنگ و تمام هستى یک میلیارد مسلمان را به مسخره گرفته، هر روز طبق دلخواه خود تصمیماتى را براى مسلمانان و کشورهاى اسلامى مى گیرند و سرنوشت آنان را به نفع خود رقم مى زنند و اسلام و مسلمانان و پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را مورد توهین قرار مى دهند. برخى از نشانه هاى مهجوریت قرآن که دل پیامبر صلى الله علیه و آله و على علیه السلام را به درد مى آورد، عبارت اند از: یادگیرى الفاظ و عبارات قرآن و فراموشى عمل به آن، استفاده ابزارى از آیات قرآن، تمسک به ظاهر قرآن و طرد اهل قرآن و مفسران حقیقى (امامان معصوم علیهم السلام ) ، حفظ و قرائت قرآن بدون تدبر و تعمق، تفسیر به رأى و بهره نگرفتن از هدایتهاى حقیقى آن.

على علیه السلام حتى در آخرین لحظاتى که در آستانه شهادت قرار داشت، از مهجوریت قرآن نگران بود و سفارش اکید مى کرد که: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ فَلَا یَسْبِقَنَّکُمْ إِلَى الْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ؛ خدارا خدارا در مورد قرآن [در نظر بگیرید![ مبادا دیگران در عمل به آن بر شما سبقت بگیرند!»





نوع مطلب : مقاله های مفید، 
برچسب ها :

       نظرات
سه شنبه سی و یکم خردادماه سال 1390
وحید گلدن


حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید. همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز می­کنید از جذب کردن و بلعیدن حرف­های مفت و مزخرف پرهیز کنید. نگذارید حرف­هایی که به نظر خودتان صحیح نمی­آید و چرند است، ذهن­تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید.

 

اگر دلخورید بیان کنید. اگر می­ترسید ترس­تان را به زبان بیاورید.اگر عصبانی هستید عصبانیت­تان را نشان دهید. گریه دارید؟ گریه کنید. مفاهیمی مثل خویشتن­داری و سکوت و بردباری را بگذارید کنار. این­ها ارزش­هایی ست که حکومت­های دیکتاتوری تبلیغ می­کنند که بتوانند فرد را از همان آغاز، در خانواده سرکوب کنند و یک مشت آدم ترس خورده تحویل جامعه بدهند. ناراحتی­ها را باید ابراز کرد و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی. تنگی­نفس. خارشِ­تن. می شود دسیسه­چینی و بهانه­جویی. ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.

 

نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. با نگاه. با لبخند معنی­دار. با کنایه. با حرف و طعنه.  سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با خودتان صلح کنید. خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهره­تان را، اندام­تان را. صلح کردن با خود آغاز زندگی­ست.

 

از گذشته­ فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت­ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن گاه برای بعضی می­شود همه ­ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می­نشینند و هیچ چیز هم تغییر نمی­کند.  از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذاب­تر از زمان حال نیست.

 

از خودتان به اندازه­ی توانایی­تان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد توانایی­تان را بشناسید. بیشتر ما حد توانایی خود را نمی­شناسیم و به همین خاطر همیشه از حد توانایی خود فراتر می­رویم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از توان خود بیشتر مایه گذاشته­ایم، زود دچار خستگی و دلزدگی می­شویم.

 

سعی نکنید دختر و پسر خوب برای پدر و مادر، خواهر خوب، برادر خوب، عروس خوب، داماد خوب، پدر خوب، مادر خوب باشید. این خیلی خوب بودن­ها عاقبت کار دست آدم می­دهد. آدم گاهی می­رود توی نقش­هایی که نقش واقعی­اش نیستند و از من واقعی­اش خیلی فاصله گرفته­ اند.  بهتر است دیگران شما را نپسندند تا اینکه هر روز به جای خود در آینه چهره­ی کسی را ببینید که از شما سوال می­کند: راستی تو کی هستی؟

 

اگر دوست دارید ورزش کنید، ورزش کنید. اگر هم از ورزش بیزارید، ورزش نکنید.اتفاقی نمی­افتد.

 

عشق ورزیدن را در زندگی فراموش نکنید. هرچه هست و می­ماند عشق است و دیگر هیچ.






نوع مطلب : مقاله های مفید، 
برچسب ها :

       نظرات
جمعه بیست و ششم فروردینماه سال 1390
وحید گلدن